close
چت روم
رمان جدید ایرانی

دانلود رمان,رمان زیبا,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان ایرانی,دانلود رمان خارجی,دانلود رمان جدید 95,

.
اطلاعات کاربری
دوستان
خبرنامه
آخرین مطالب
لینکستان
دیگر موارد
آمار وب سایت
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان 0 128 iii

11 RE :

*******************
مشتمو محکم کوبیدم روی میز
-داری منو تهدید میکنی؟
بلند خندید و گفت
-رضایی:نه عزیزم من دارم بهت هشدار میدم که اگه کاری رو که من میخوام انجام ندی اونوقت....
غریدم
-اونوقت چی؟
دوباره خندید و گفت
-رضایی:چرا عصبانی میشی عزیزم
-انقدر به من نگو عزیزم
قهقه اش بلند تر شد خندهاش حسابی رو مخم بود
-رضایی:اوه هانی نمیدونی وقتی حرس میخوری چقدر جذاب تر میشی
از جام بلند شدم و به طرفش رفتم یقه مانتوشو گرفتم و بلندش کردم
-دیگه داری گ.... زیادی میخوری اینو خوب تو گوشت فرو کن من نه اون کاری که تو میخوای رو انجام میدم نه دیگه میخوام حتی قیافتو ببینم توهم هیچ غلطی،تکرار میکنم هیچ غلتی نمیتونی بکنی شیرفهم شـــــــــد؟
از دادم کمی ترسید ولی اخماشو توهم کشید و اونم جدی گفت
-رضایی:نخیر شیرفهم نشد پسرجون چون من تا حالا غیرممکن بوده چیزی رو بخوام و به دست نیارم و حالام تورو میخوام و مطمئن باش که آخر مال من میشی
یقشو از دستم بیرون کشید و مانتوشو درست کرد کیفشو برداشت و سمت در رفت اما قبل از اینکه بره برگشت و گفت
-رضایی:درضمن تهدیدامو جدی بگیر چون ممکنه اتفاقی بیوفته که اصلا برات خوشایند نباشه با اجازه
دستگیره رو چرخوند و به سرعت خارج شد دیگه پاهام تحمل وزنمو نداشتن همونجا روی مبل ولو شدم و شقیقه هامو با دستم فشار دادم
-خدایا کم مشکل دارم این دیگه از کجا پیداش شد
سرم به شدت درد میکرد از تو جیبم بسته مسکنو بیرون آوردم و یکیشو خوردم
-همین امروز کارمو با دنیا تموم میکنم اون ماله منه و هیچکسم حق نداره اونو ازم بگیره من لقمه هیچ کس نیستم خانم رضایی
با عصبانیت از جام بلند شدمو کتمو برداشتم و از در خارج شدم.


:: برچسب‌ها: رمان سرنوشت یک عشق پارت 11 , رمان , رمان جدید ایرانی , قخئشد ,
:: بازدید از این مطلب : 103
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : admin
ت : پنجشنبه 20 مهر 1396
.
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

تصویر ثابت